تبليغاتX
حرمان هور


حرمان هور

حرمان هور

به نام حق

پولی که قرار بود باش کامپیوتر بخرم و بعدشم جریان نازنین پیش اومد یه مقداری اش رفت تو جیب عراق واسه کربلا و یه مقداری اش هم خرج این ور اون ور شد. خیلی نبود ولی چون روش برنامه ریزی کردم و بی برنامه البته تقریبا بی برنامه از دست دادم رو خدا داره بهم میده. باز قرار به خرید کامپیوتره البته اینبار من نمیخوام یواشکس واسه ذوق مرگ کردم پتی بخرم. تصمیم مسالمت آمیز دو تایی مونه.حالا کامی که بگیریم اوضاع بهتر میشه.

روابطم با پتی خیلی بهتر شده. بهتری اش هم از این لحاظه که دارم توی رابطه ام بزرگ میشم و عاقل و منصف. بعد از مسمومیتم تصمیم های جدی و بزرگی واسه زندگیم گرفتم. طلاق؟؟؟؟ نچ نچ نچ انشالله که هیچوقت یعنی دیگه برام راه حل نیست. چون راه حل های بهتری رو با امید داشتن پیدا کردم.

احتیاج به قدرت داشم که دارم به دستشون میارم.فک نکنی که الان همه چیز خوب و عالیه!

نهی.

من بزرگ شدم

عاقلتر شدم.آخه عاقل بودم

و صبور تر و امیدوارتر

وای چقد دوست دارم یه عالمه حرف بزنما.از خاطرات سفر ،از بهبود رابطه ام با پتی،از نقشه هام برای مادر شدنم. از آرزوهایی که قراره به زودی بهشون برسم. از قدم هایی که برای به خوبی رسیدنم دارم بر میدارم.

اینا فعلن سر فصل باشه تا بعد

خودنویس۱:

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم و حشرنا معهم و العن اعدائهم 

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سرالمستودع فیها بعدد ما احاط به  علمک 

 نويسنده:سيدجواد

يا حق ياعلي

نوشته شده در چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 20:6 توسط 240| |


Design By : Night Skin